پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۰۵

ارزدیجیتال

تحلیل ، بررسی و اخبار بازار ارزهای دیجیتال

بازار ارزهای دیجیتال در آفریقا، گرم است!

۵,۱۴۸ بازديد

ارزهای دیجیتال جایگزین بانکداری سنتی در آفریقا خواهند شد.

اصولا از آفریقا انتظار نمی‌رود که بازار بزرگ ارزهای دیجیتال باشد، اما انگار یک سری از عوامل دست به دست هم داده اند تا اوضاع برخلاف انتظار پیش برود. یعنی آفریقا بستری برای یک بازار بزرگ تر باشد! با توجه به زیرساخت ضعیف بانکداری آن، همواره مسائل خاصی پیرامون آفریقا و بخش بانکی این قاره وجود داشته است. از این رو پذیرش ارزهای دیجیتال می‌تواند آفریقا را جذب و قدرتمند کند.

اکنون اوضاع تغییر کرده است،

بازار ارزهای دیجیتال در آفریقا، گرم است!

در newsbtc خواندم که عوامل مختلفی در این تغییر تاثیرگذارند، برای نمونه: افزایش سواد تکنولوژیکیمردم و فشارهایی که تورم حاصل از فعالیت بانک های مرکزی به جامعه وارد می‌کند.

تنها در سالی که گذشت، افزایش محبوبیت ارزهای دیجیتال منجر به راه اندازی حداقل ۱۵ مرکز تریدینگ درآفریقای جنوبی شد. همزمان با رشد بی سابقه قیمت بیت کوین در اواخر سال گذشته، حجم معاملات در بازار های همتا به همتا نیز افزایش یافت.

دولت آفریقای جنوبی نیز در پاسخ به شرایط موجود اقداماتی به عمل آورده است، بانک مرکزی آفریقا برای اینکه بلاک چینِ پلتفرم Quorum (متعلق به جی‌پی‌مورگان) را در پرداخت ها و نقل و انتقالات بین بانکی امتحان کند، برنامه ای را به اجرا درآورده است.

بر اساس یک بیانیه رسمی که در تاریخ ۱۳ فوریه منتشر شد، بانک مرکزی آفریقای جنوبی (SARB) برنامه ای را به وجود آورده که با استفاده از فناوری فین‌تک و به منظور کشف اثبات مفهوم (PoC)، روی پروژه (Khokha) متمرکز خواهد بود.

چرا بازار ارزهای دیجیتال در آفریقا پررونق است؟

بازار ارزهای دیجیتال در آفریقا، گرم است!

اولا، با توجه به وضعیت کشورهای مختلف در آفریقا، این قاره آماده پذیرش ارزهای دیجیتال است. یعنی، با در نظر گرفتن تورم اقتصادی شدیدی که بر فضای کشورهای زیمباوه، سودان جنوبی، و نیجریه حاکم شده می توان گفت که شرایط آفریقا برای ورود ارزهای دیجیتال کاملا مساعد است.

ارزهای دیجیتال غیرمتمرکز هستند، و به خاطر همین ویژگی طرفداران زیادی دارند. این ویژگی باعث می شود که ارزهای دیجیتال جایگزین مناسبی برای پول های اعتباری (فیات) باشند، که به لطف سیاست های فجیع بانکی از خط خارج شده اند.

دوما، استفاده روزافزون کشورهای آفریقایی از فناوری های روز دنیا و علوم رایانه باعث می شود که فناوری ارزهای دیجیتال راحت تر خود را در میان مردم جا کند. همواره کسب و کارهای مرتبط با بلاک چین در آفریقا توسعه داده می شوند، برای نمونه شرکت BitPesa در کنیا.

بیت‌پسا یک پلتفرم پرداختی با هفت کیف پول موبایل است که با استفاده از خدمات آن امکان ارسال وجه به ۶۰ بانک در اطراف آفریقا وجود دارد.

سوما، احتمال تنظیم مقررات دولتی که اخیرا خبر آن بازار ارزهای دیجیتال را آشفته کرده است، در حال حاضر در آفریقا کم است. در حالی که دولت ها و سازمان های مختلف در مورد ریسک سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال هشدار داده اند، تنظیم کنندگان آفریقایی نسبت به ترید در صرافی ها سیاست عدم مداخله را در پیش گرفته اند.

بازار ارزهای دیجیتال در آفریقا، گرم است!و در نهایت اینکه خارج از این قاره، کشورهای دیگری نیز برای حل مشکلات اقتصادی خود دست به دامان ارزهای دیجیتال شده اند. اخیرا ونزوئلا ارز دیجیتال خود تحت عنوان «پترو» را به بازار عرضه کرده است.

جای دیگر در کوین تلگراف به مقاله ای در مورد آفریقا و ارزهای دیجیتال برخوردم. در این مقاله نوشته شده بود که ارزهای دیجیتال می توانند آفریقا را به سمت جلو پیش ببرند. به طور کلی بازار ارزهای دیجیتال در آفریقا آرام آرام ریشه می گیرد و آفریقا روش متعادلی نسبت به آن اتخاذ می کند.

بسیاری فکر می کنند که فناوری بلاک چین و ارزهای دیجیتال می تواند به بخش های مختلف اقتصاد آفریقا کمک کند. شاید به همین خاطر است که می گویند: «بازار ارزهای دیجیتال در آفریقا گرم است!»

 

بازار ارزهای دیجیتال در آفریقا، گرم است!

بیت کوین، از عرش به فرش/ روزهای خوب در راه هستند؟

۵,۱۷۰ بازديد

قیمت بیت کوین که از آغاز سال جاری میلادی به سراشیبی سقوط افتاده بود، امروز به زیر ۷,۰۰۰ دلار رسید. این در حالی است که کمتر از چهار ماه پیش قیمت این دارایی دیجیتالی در نزدیکی ۲۰،۰۰۰ دلار بود.

بیت کوین، از عرش به فرش/ روزهای خوب در راه هستند؟

طبق بررسی‌ها این افت قیمت به دلیل اخبار جدیدی از تنظیم مقررات ارزهای دیجیتال در آسیا و اروپا رخ داده است.

در ژاپن که نظارت بر صرافی‌ها به شدت افزایش یافته ، در این هفته دو صرافی بزرگ ارزهای دیجیتال توسط دولت تعطیل شد.

استفن اینس، رئیس بخش تجاری آسیا اقیانوسیه در بروکر Oanda، گفت:

اخبار قانون‌گذاری از ژاپن تاثیری به شدت منفی دارد.

ژاپن یکی از اولین کشورهایی است که سال گذشته معاملات ارزهای دیجیتال را پذیرفت و باعث کمک به رشد این بازار شد. این کشور آسیای شرقی دارای یکی از پویاترین بازارهای جهانی بیت کوین است.

دولت ژاپن در ابتدا رویکرد کاملا مثبتی در حوزه ارزهای دیجیتال از خود نشان داد اما پس از هک ۵۰۰ میلیون دلاری صرافی کوین چک و همچنین گزارشاتی از پول‌شویی در این فضا، نظارت بر کار صرافی‌ها در این کشور به شدت افزایش یافت.

همچنین گفته می‌شود که تحرکات دولت‌های اروپایی برای محدود کردن ارزهای دیجیتال هم در کاهش اخیر قیمت بی تاثیر نیست.

همه منتظر روزهای خوب ۲۰۱۸

بیت کوین، از عرش به فرش/ روزهای خوب در راه هستند؟

از دسامبر ۲۰۱۷، بیت کوین که در عرش بود به دلیل افزایش کارمزدها و کندی شدید شبکه آرام آرام در شیب نزولی افتاد.

در سال جدید میلادی هم این کاهش قیمت ادامه یافت تا بیت کوین به ۶,۴۰۰ دلار سقوط کند. بیت کوین بازهم تا مرز ۱۱,۰۰۰ دلار پیش رفت اما با اخبار منفی و بی اعتمادی موجود در بازار، رشد قیمت دوامی نداشت و از اینجا بود که کفه ترازو به نفع اخبار منفی سنگینی کرد.

کوچکترین اخبار قانونی از ژاپن، کره جنوبی، چین، اروپا و حتی ایالات متحده بیت کوین را تحت تاثیر قرار می‌داد. غول‌های اینترنت هم به نو به خود به بیت کوین زخم زدند. ابتدا فیس‌بوک تبلیغات ارزهای دیجیتال را ممنوع اعلام کرد و پس از آن ممنوعیت گوگل و توییتر هم آب سردی بر پیکره بی‌جان ارزهای دیجیتال بود.

بیت کوین، از عرش به فرش/ روزهای خوب در راه هستند؟

این روزها بی‌اعتمادی در بازار ارزهای دیجیتال به شدت بالاست. وقتی قیمت بیت کوین به نزدیکی ۲۰,۰۰۰ دلار رسید، کندی شبکه و افزایش کارمزدها و تراکنش‌های تایید نشده باعث شد که سرمایه گذاران زیادی از اینکه ارزهای دیجیتال فعلی بازار در آینده کارآمد باشند، دچار شک و تردید شدند. پس از آن اخبار و اتفاقاتی که در بالا ذکر کردیم بر شدت این بی‌اعتمادی افزود.

از سوی دیگر تعداد زیادی از علاقه‌مندان به فناوری‌های غیرمتمرکز به شدت امیدوار به آینده هستند و معتقدند که روزهای خوب به زودی خواهند آمد.

مدیرعامل شرکت چند ملیتی آبرا با وجود شرایط بد بازار، دیروز در مصاحبه‌ای خاطر نشان کرد که قیمت بیت کوین بازهم به اوج خواهد رسید.

بسیاری از کابران در شبکه‌های اجتماعی از این کاهش قیمت به عنوان یک اتفاق خوب یاد کرده اند زیرا به عقیده آن‌ها این موضوع نشان دهنده این است که سرمایه گذاران منفعت طلب بازار را ترک کرده اند و یک حمایت قوی از سرمایه گذاران واقعی و آینده نگر مشاهده می‌شود.

نظر شما درباره سقوط اخیر قیمت بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال چیست؟ آیا در سال ۲۰۱۸ رکوردهای قبلی شکسته خواهند شد یا روزهای سیاه ادامه خواهد یافت؟

 

بیت کوین، از عرش به فرش/ روزهای خوب در راه هستند؟

آیا در زمستان ارزهای دیجیتال هستیم؟

۵,۱۳۸ بازديد

بیت کوین پس از افزایش قیمت نجومی خود از ۱۶۲ دلار به چیزی در حدود ۱۹.۸ هزار دلار رسید؛ این در حالی بود که در فاصله میان هفده دسامبر ۲۰۱۷ تا ۶ فوریه ۲۰۱۸، همین ارز نزدیک به شصت درصد ارزش خود را از دست داده تا قیمتی پایین‌تر از هفت هزار دلار را نیز تجربه نمود. به طبع چنین کاهشی، آلت کوین‌ها نیز بعضاً هشتاد تا نود درصد ارزش خود را که به واسطه افزایش قیمت بیت کوین کسب کرده بودند، از دست دادند. با اینکه بیت کوین پس از آن کاهش قیمت، باز هم توانست خود را بالا بکشد و تا مرز یازده هزار و سیصد دلار بالا برود، اما به نظر می‌رسد که فشارها دوباره بازگشته‌اند.

آیا در زمستان ارزهای دیجیتال هستیم؟

حتی با وجود افت قیمت‌ها در بازار ارزهای دیجیتالی، سرمایه گذاران قدیمی‌تر آن، همچنان سودهای بسیاری را تجربه کرده‌اند اما مسئله اینجاست که سرمایه گذاران تازه وارد به بازار، نیمه خالی لیوان را تشکیل می‌دهند.

نگه داشتن ارزها، چیزی که فقط گفتنش راحت است

باید منتظر ماند دید که آیا سرمایه گذارانی که تازه پا به عرصه ارزهای دیجیتالی گذاشته‌اند و آن دسته از سرمایه گذاران بی تجربه این حوزه می‌توانند به استراتژی HODL پایبند بمانند یا خیر. HODL یک استراتژی است که در آن خریدار ارزهای دیجیتالی یا توکن ها می‌بایست تحت هر شرایط و اصلاح قیمتی، اقدام به فروش دارایی‌های دیجیتالی خود نکند و به ارزهای دیجیتالی و تکنولوژی بلاک چین اعتماد داشته باشد. در عین حال این موضوع را در نظر بگیرد که این تکنولوژی در مراحل اولیه خود قرار دارد و در آینده ارزش بسیار بالاتری را پیدا خواهد کرد.

آیا در زمستان ارزهای دیجیتال هستیم؟

از طرف دیگر، این رویکرد در نه سال گذشته (از زمان اختراع بیت کوین)، حساب خود را پس داده و مؤثر واقع شده است. در طول تاریخ نه چندان پر قدمت بیت کوین افرادی که در هر قیمتی خرید کرده اند و ارزهای شان را بیش از دوسال نگهداری کردند، سود خوبی به جیب زده‌اند. این استراتژی حالا در ورطه آزمایش سنگینی قرار دارد چرا که فضای ارزهای دیجیتال در مرحله‌ای با عنوان «زمستان ارزهای دیجیتالی» به سر می‌برد و ممکن است یک یا دو سال دیگر نیز در همین مرحله باقی بماند. وجود مسائلی مانند ثبات بسیار اندک ارزهای دیجیتالی و زمان بسیاری زیادی که در به سود رسیدن آنها وجود دارد باعث شده تا استراتژی HODL چندان باب میل همگان نباشد. مخصوصاً اگر آنها هر روز به دنبال قیمت‌ها باشند؛ اگر چیزی در حدود یک بار در ماه به قیمت‌ها نگاهی بی‌اندازید، پیروی از استراتژی HODL راحت خواهد شد.

خطر نهفته یک حباب در مقابل استراتژی HODL

اگر بیت کوین را به عنوان یک حباب در نظر بگیرید، احتمالاً استراتژی HODL را نیز می‌توانید زیر سؤال ببرید. سرمایه گذارانی که حباب دات کام را به چشم دیده‌اند، می‌دانند که در روی دیگر سکه، استراتژی «خرید و نگه داشتن»، احتمال شکست دارد. یک سرمایه گذار در طول آن سال‌ها کار درست را انجام داده بود اما اگر نمی‌توانست سرمایه گذاری‌های خود را در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۱ به فروش برساند، تمام آنها را دست می‌داد. بسیاری از شرکت‌های رده بالا در آن حوزه پس از آن زمان دچار ورشکستگی شدند. دیر یا زود همین اتفاق برای برخی آلت کوین‌ها رخ خواهد داد زیرا به عقیده بسیاری از تحلیل گران بازار، در آینده بسیاری از ارزهای فعلی دیگر وجود نخواهند داشت.

کار کردن با آلت کوین‌ها می‌بایست با مراقبت‌های ویژه و احتیاط‌های لازم همراه باشد و یا حداقل مدیریت ریسک پذیری در مورد آنها صورت گیرد.

تجارت کوتاه مدت ارزهای دیجیتال

یکی دیگر از رویکردهای کسب سود در حوزه ارزهای دیجیتالی تجارت کوتاه یا میان مدت است. از این رویکرد با عنوان «تجارت آونگی» و «تجارت روزانه» نیز یاد می‌شود. به کمک آنالیزها و نمودارهای مختلف می‌توان نشانه‌هایی را برای نقاط ورود و خروج از بازار به دست آورد. صد البته در اینجا نیز راه‌های مختلفی برای رسیدن به هدف در میان است. هر سرمایه‌گذاری به دنبال فضای مورد علاقه خود برای سرمایه گذاری است و بر حسب شرایط، پنجره‌های زمانی خاصی را برای ورود به یک بازار انتخاب می‌کند. این سرمایه گذار در عین حال راه کارهای مدیریت ریسک‌های مختص به خود را نیز داراست. اما با این حال چنین روشی نمی‌تواند تضمین کننده موفقیت در حوزه ارزهای ذیجیتال باشد.

آیا در زمستان ارزهای دیجیتال هستیم؟

بازار ارزهای دیجیتالی نیز درست به مانند دیگر بازارها، قوانین مخصوص به خود را دارد و این قوانین نیز توسط هیچ تداخل یا بازارهای دیگر تحریف نشده‌اند. با توجه به تحریف‌های کم، بسیاری از رویکردهای تکنیکی مبتنی بررسی‌ها خروجی بهتری را خواهد داشت، چرا که قیمت‌ها صحیح هستند و در نتیجه اطلاعات واقعی به‌دست آمده‌اند.

در یک کلام، تجارت در بازار ارزهای دیجیتالی شامل ریسک پذیری های مداوم و مدیریت سرمایه‌هاست و ورای همه اینها، انتخاب یک رویکرد حرفه‌ای از مهم‌ترین ویژگی‌ها برای ورود به آن است. سرمایه گذارانی که تجارت خود را به عنوان یک کسب و کار در نظر بگیرند، طبیعتاً با موفقیت‌های بهتری مواجه خواهند شد.

طیف گسترده‌ای، سرمایه‌های خود را از دست می‌دهند

از آنجایی که بازار ارزهای نوین در دو سال گذشته با جهش بسیار بزرگی مواجه شده‌، تمام سرمایه گذاران قدیمی به طبع آن سود کرده‌اند. هر فردی که نتوانسته در این عرصه به سود برسد باید از خود بپرسد که آیا رویکرد مناسبی را در این زمینه اتخاذ نموده یا نه. مهم‌ترین نکته در این میان، این است که بازار ارزهای دیجیتال، در بلند مدت و میان مدت، درست به مانند دیگر بازارها عمل می‌کند. نود درصد افراد سرمایه‌های خود را وارد کار می‌کنند و تنها درصد از آنها به سود خالص می‌رسند. در مورد سرمایه گذاران بلند مدت این میزان هشتاد به بیست خواهد بود.

آینده دارای قطعیت نیست

چرا قانون پارتو یا هشتاد به بیست، در مورد سرمایه گذاران صدق می‌کند؟ جواب ساده است، هیچ کس از آینده خبردار نیست و سرمایه‌گذاری و تجارت هر دو وابسته به عوامل روان شناختی هستند. در پایان همه افراد تیرهایشان را در تاریکی رها می‌کنند. برخی با تجربه بیشتر و با قصد خاصی این کار را انجام می‌دهند و بقیه از روی احساس چنین تصمیماتی می‌گیرند. گروه سومی در میان‌اند که تلفیقی از ویژگی‌ها دو گروه پیشین را در خود دارند، گروه چهارم کاملاً با موضوع بیگانه‌اند و گروه پنجم را متأسفانه کلاهبرداران تشکیل می‌دهند.

خود را بشناسید

یک سخنور یونانی چنین می‌گوید: «خویش را بشناسید» این سخن را می‌توان به تمام مشارکت کنندگان در بازار ارزهای دیجیتالی و تمام بازارها و حتی در زندگی افراد نیز تعمیم داد. هر کسی که تصمیم بر ورود به یک بازار و سرمایه گذاری در آن را می‌گیرد، باید طرح‌هایی برای خروج از آن نیز داشته باشد. این طرح‌ها چه بر اساس نشانه‌های تکنیکی باشند یا بر اساس اصول ابتدایی، داده‌ها یا تلفیقی از این، در هر صورت وجودشان ضروری است.

اگرچه بازار ارزهای دیجیتالی دارای یک تفاوت با دیگر بازارهاست. آن هم این است که بسیاری از افراد در نسل هزاره این بازار، بر این باورند که ارزهای دیجیتالی قرار است تا جای سیستم‌های بانکی و پول‌های دارای پشتوانه سنتی را بگیرند. آنها قانع شده‌اند که روزی خواهد رسید که دیگر نیازی به این پول‌ها نیز چرا که ارزهای دیجیتالی تمام جنبه‌های پرداختی زندگی آنها را پر خواهد کرد. با وجود جاه طلبانه و ایده آل گرایانه بودن این ادعا باید گفت که تکنولوژی‌های غیرمتمرکز هنوز جای پای خود را تا این اندازه محکم نکرده‌اند. تحت هیچ شرایطی سیستم‌های مالی فعلی بدون مقاومت های سنگین و مقابله‌های سخت، مقام و مرتبه خود را واگذار نخواهند کرد. در نتیجه یک خروج نسبی از ارزهای دیجیتالی به دیگر گروه‌های کالایی می‌تواند بخشی از فعالیت‌های یک سرمایه گذار باشد تا بتواند تمرکز خود را به صورت کامل در حوزه ارزهای دیجیتالی قرار هد.

تجزیه و تحلیل احساسات – یکی از اصول اساسی پادشاهان

برای آن دسته از سرمایه گذاران که به رویکرد تجارت کوتاه مدت، پایبند هستند، تجزیه و تحلیل احساسات یک لازمه اصلی به حساب می‌آید. هر فردی که از لحاظ روانشناسی، شناخت خوبی از اکثریت افراد داشته باشد، می‌تواند با دقت بسیار بالایی نقاط اصلی برای تغییر رویه سرمایه گذاری خود را پیدا کند.

در نهایت قیمت‌ها به وسیله درک تغییرات و نوسانات قیمت که به صورت مداوم اتفاق میافتند ایجاد می‌شوند. این نوسانات، خود به وسیله مشترکان بازار ایجاد می‌شوند. اگر یک دارایی اقتصادی به صورت گسترده در رسانه‌های مورد بحث قرار گیرد، می‌تواند به عنوان یک سرمایه گذاری قطعی در بین عموم مطرح گردد تا حدی که دیگر هیچ خریدار جدید در کار نباشد. از همین رو انجام کارهایی بر خلاف اکثریت جامعه و همگام با نشانه‌های موجود نیز توصیه می‌شود.

آیا در زمستان ارزهای دیجیتال هستیم؟

در تاریخ هفده دسامبر سال ۲۰۱۷، خبرگزاری سی ان بی سی، از یک نشانه فروش بسیار مناسب پرده برداری کرد. تیتر این خبرگزاری در آن تاریخ این چنین بود: «تحلیل‌گری که افزایش قیمت بیت کوین را پیش بینی کرده بود، حالا از قیمت سیصد الی چهارصد هزار دلاری آن میگوید.»

 

تحلیل تکنیکال بیت کوین

آیا در زمستان ارزهای دیجیتال هستیم؟

بیت کوین راه خود را در سقوط ادامه داد و دوباره به مرزی که از آن با عنوان «فرصت‌های خرید بالقوه بین ۸ تا ۸.۵ هزار دلار»، یاد کردم رسید. سپس همانطور که انتظار می‌رفت، به سرعت این محدوده را ترک کرده و به قیمت ۹.۹ هزار دلار رسید. اما شکست در قیمت ده هزار دلاری و با توجه به شرایط روانی، برای گاوها، رقمی به مراتب بالاتر به حساب می‌آمد و به همین سبب قیمت بیت کوین بلافاصله کاهش پیدا کرد. در روزهای بعد، گاوها اعتماد به نفس بیشتری از دست دادند و قیمت بیت کوین تا ۷.۲ هزار دلار پایین آمد.

همانطور که در نمودارها قابل مشاهده است، از این نقطه به دلیل فروش فراتر از سطح انتشار، قیمت بیت کوین شروع به صعود کرد و تا ۹.۱ هزار دلار بالا رفت. تعدادی از آلت کوین‌ها نیز طی این فراز و فرود، احیا شده و دوباره وارد بازی شدند. EOS تا هشتاد و هشت درصد و آیوتا تا پنجاه درصد افزایش قیمت را تجربه کردند. این در حالی بود که Qtum قیمتش تا حدود دو برابر افزایش یافت. می‌توان گفت که چنین تلنگری به بازار ارزهای دیجیتالی پس اتفاقات ماه مارس، کاملاً ضروری به نظر می‌رسید.

آیا در زمستان ارزهای دیجیتال هستیم؟

اما با این حال، آلت کوین‌ها و حتی خود بیت کوین، نسبت به قیمت‌های بالای خود در ماه‌های دسامبر و ژانویه، روزهای خوشی را سپری نکرده‌اند.

در آخرین جهش بیت کوین توانست به قیمت ۹.۱ هزار دلار برسد. به یاد داشته باشید که در قیمت یازده هزار دلار، چنین رفتاری کامل یک نشانه از ضعف خواهد بود. و در حال حاضر دقیقاً همین اتفاق رخ داده است. اما احتمالاً بیت کوین می‌تواند دوباره به قیمت ۹.۱ هزار دلاری برسد. این بهبود حتی می‌تواند با قوت بیشتر به راه خود ادامه دهد و از مرز ۹.۵. حتی ده هزار دلار نیز عبور کند. چنین اتفاقی یک فرصت عالی برای کاهش ریسک‌های احتمالی یا ایجاد سپری تدافعی برای کاهش ضررهاست. به نظر من، بعید است که بیت کوین وارد کانال خلاف روند شود.

آیا در زمستان ارزهای دیجیتال هستیم؟

در کل، پیش بینی من، حرکت‌ها و رفتارهای گیج کننده از جانب بیت کوین خواهد بود. در هر صورت و در هر حالت، فرصت‌های خود در کوتاه مدت پدیدار خواهند شد، اما حدس من این است که چنین فرصت‌هایی تا مرز نفس گیر شدن پیش می‌روند! تا موقعی که بیت کوین در قیمتی بالای ۸ هزار دلار بماند، این گاوها هستند که آن را کنترل می‌کنند.

نقطه مناسب دیگر برای خرید، قیمت روزانه‌ای بین ۷.۱ تا ۷.۵ هزار دلار و صد البته ۶ هزار دلار است. اما به نظر می‌رسد که روند سقوط قیمت تا تابستان و تا قیمت ۴.۵ و ۵، هزار دلار نیز ادامه داشته باشد. تنها در صورتی می‌توان بیت کوین را بالای ده هزار دلار تصور کرد که، بهبودهای مناسبی در مورد آن به اجرا در بیایند.

سخن پایانی

با توجه به کم رنگ‌تر شدن رضایت‌ها در این حوزه، نمی‌توان با قطعیت گفت که در حال حاضر، بازار ارزهای دیجیتالی و دنیای نوین ارزهای دیجیتال در یک زمستان به سر می‌برند. آینده ناشناخته است، اما این کلاس دارایی جدید، نیاز به اصطلاحات بسیاری خواهد داشت.

برای اینکه ایده آل گرایی کورکورانه را بیشتر توضیح دهیم، باید گفت که به نظر می‌رسد، تجار جوان و بی تجربه در حال انکار این حقیقت‌اند که، قواعد بازی تغییر کرده است. دیگر خرید کالاها در هنگام پایین آمدن قیمت، استراتژی مناسبی نخواهد بود.

با این حال، ارزهای دیجیتالی و تکنولوژی بلاک چین از عرصه محو نخواهند شد. در مقابل، پس از یک زمستان سرد و طاقت فرسا، قیمت بیت کوین به بالای پنجاه و حتی صد هزار دلار خواهد رفت، و احتمالاً این اتفاق در یک دهه آینده رخ می‌دهد. اگر بیت کوین قیمت بیت کوین در کوتاه مدت به بالای ده هزار دلار برسد، چنین دورنمایی، احتمال خود را از دست می‌دهد.

 

منبع: seekingalpha
 

آیا در زمستان ارزهای دیجیتال هستیم؟

دبیر شورای عالی فضای مجازی : فضای مجازی در سال ۹۷ ملی می‌شود / تلگرام راهزن است

۵,۱۵۳ بازديد

رئیس مرکز ملی فضای مجازی از دستور رئیس‌جمهور برای خروج از فضای انحصار در پیام‌رسان‌ها خبر داد و گفت:‌

فقط تلگرام در ایران انحصار دارد.

به گزارش فارس، ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر شورای عالی فضای مجازی با اشاره به انحصار پیام‌رسان تلگرامدر ایران تأکید کرد:‌

خروج از این انحصار دستور رئیس‌جمهور است و همین امروز هم در جلسه‌ای که پیش ایشان بودیم، بحث خروج از انحصار در پیام رسان‌ها را مطرح کردند هر چند به طور مشخص نامی از تلگرام نبردند اما فقط تلگرام در ایران انحصار دارد.

فیروزآبادی درباره برنامه‌های سال ۹۷ شورای عالی فضای مجازی گفت:

بیشترین تمرکز ما ساماندهی فضای مجازی بر اساس سند الزامات شبکه ملی اطلاعات، مدیریت و امنیت فضای مجازی و اقتصاد این فضا است.

وی با اشاره به اقدام شرکت‌های بزرگ همچون آمازون و اوبر در ورود به اقتصادهای کشورهای مختلف بدون در نظر گرفتن منافع آن کشورها تأکید کرد:

این شرکت‌ها تا به حال با موانعی برای جابه‌جایی پول مواجه بودند اما تلگرام جدیداً مبادرت به ایجاد ارز رمزگذاری شده‌ای کرده که با سرعت جابه‌جا می‌شوند تا فضای اقتصادی دنیا را برای مداخله عظیم آماده کنند.

وی اتفاق پیش‌رو را به استعماری نوین تشبیه کرد و گفت:‌

در این شرایط همه دنیا را در ایده‌ال خود به کارگران شرکت‌های بزرگ تبدیل می‌کنند لذا این موضوع را در شورای عالی فضای مجازی با همکاری بانک مرکزی و نهادهای پولی بررسی می‌کنیم.

وی یادآور شد:

همه شرکت‌های بزرگی که بیگ‌اکونومی (اقتصاد بزرگ )‌را دنبال می‌کنند، از طریق پلت‌فرمی این کار را پیش می‌برند که حالا تلگرام که حتی یک شرکت نیست و فاقد هرگونه نشانی شرکت و سهامدار است، این پلت‌فرم را ارائه کرده است.

تلگرام می‌خواهد سکوی پیام رسان را تبدیل به سکوی اقتصادی کند

فیروزآبادی تلگرام در دو بخش ارتباطی از طریق گروه‌ها و رسانه‌ای از طریق کانال‌ها فعالیت داشته است، ادامه داد:‌

از چند ماه پیش تلگرام سند ۳۲ صفحه‌ای منتشر و اعلام کرد که با روش آیکو (یکی از راه‌های جمع‌آوری مالی برای پروژه‌های رمز ارز) می‌خواهد سکوی پیام‌رسان را تبدیل به سکوی اقتصادی کند.

وی ادامه داد:

برای این کارکرد تلگرام ملاحظات خاصی وجود دارد چرا که بناست از تکنولوژی بلاک‌چین بلادرنگ استفاده کنند یعنی بدون هیچ تأخیری و چیزی شبیه شبکه شتاب پول دیجیتال آنها یعنی گرم جابه‌جا می‌شود. علاوه بر آن برای تمام معاملات هم حق کمیسیون دریافت می‌کنند.

دبیر شورای عالی فضای مجازی ادامه داد:

با این شرایط تلگرام می‌خواهد در کشور ما تبدیل به شرکت بیمه، آژانس املاک و … شود و معاملات را بین دو طرف مستقل از اینکه قانونی یا غیرقانونی است و یا استانداردهای لازم را دارد کاملاً مستقل از هرگونه نظارتی دنبال کند.

رویکرد تلگرام جسارت به فضای اقتصادی کشور است

وی افزود:

ما این را جسارتی به فضای اقتصادی کشور می‌دانیم و این نگرانی را ایجاد کرده که یکباره با معضلاتی همچون تضعیف پول ملی و خلق پولی که ناشی از تولید کالا و صادرات نیست مواجه شویم، پولی که در شبکه جابه‌جا می‌شود و هر چه در آن خرج می‌شود معادل آن دارایی از کشور خارج می‌شود.

تلگرام در حال تبدیل شدن به شرکت هرمی مجازی است

به اعتقاد وی، تلگرام در حال تبدیل شدن به شرکت هرمی مجازی است با این تفاوت که شرکت‌های هرمی با چندصد هزار نفر فعالیت غیرقانونی خود را ادامه می‌دادند اما در تلگرام چندین میلیون نفر فعال هستند و اگر هشدارهای لازم را ندهیم و با مدیران آن ارتباط نگیریم می‌تواند ضررهای زیادی به بار بیاورد.

وی همچنین با اشاره به اینکه تکنولوژی‌ها عمر محدودی دارند و تکنولوژی پردازش پیشرفته در حال جایگزینی تکنولوژی‌های جدید است، گفت:

پیش‌بینی می‌کنیم که این پول‌ها عمر ۱۰ ساله دارند و در این مدت چیزی حدود ۵۰ میلیارد دلار از کشور خارج می‌شود اما اگر ظرف یک شب ارزش این پول‌ها از بین برود، مردم معترض خواهند شد که چرا نظارتی بر آن وجود نداشت.

دبیر شورای عالی فضای مجازی همچنین تأکید کرد:

اگر اجازه دهیم تلگرام به این نحو وارد فضای اقتصادی کشور شود، ده‌ها شغل که به شکل آژانس در کشور فعالیت می‌کنند و میلیون‌ها نفر در آن شاغل هستند از بین خواهد رفت به همین دلیل در شورا به این نتیجه رسیدیم که باید پیام‌رسان بومی داشته باشیم تا سکویی چند منظوره و اقتصادی باشد.

فیروزآبادی همچنین گفت:

فضای مجازی فضایی افقی است که مردم بازیگران آن هستند و متناسب با درک سیاسی،‌اقتصادی و اجتماعی خود در آن به تولید محتوا می‌پردازند، چنین رویکردی از تلگرام ملت‌ها را به کارگران آن تبدیل می‌کند و به نوعی نظام برده‌داری ایجاد می‌شود؛ به همین دلیل تلگرام را به راهزن تعبیر کرده‌ام.

تلگرام بگوید سهامدارانش چه کسانی هستند

وی با طرح این سؤال که تلگرام بگوید سهامدارانش چه کسانی هستند، افزود:

تلگرام ۲ میلیارد دلار به روش آیکو از سرمایه‌داران آمریکا جمع کرده است چرا در حالی که در ایران بیشترین کاربر را دارد و از انحصار برخوردار است اما از سرمایه‌داران بخش خصوصی ایران دعوت نکرده است در حالی که چنین پولی عمده‌اش مربوط به کشور ما می‌شود.

وی با اشاره به اینکه هر فعالیت اقتصادی شرکت خارجی در کشور ما مشمول قوانین و گمرک می‌‌شود تا لطمه به بازار پولی، صنعتی و کار ما نزند، افزود:

طبیعی است که درباره پیام‌رسانی که بخواهد فعالیت اقتصادی داشته باشد و سرعت جابه‌جایی پول در آن بالاست و شبیه شبکه شتاب باشد و در ساختار روابط خریدار و فروشنده ورود کند باید مقرراتی اعمال شود.

دبیر شورای عالی فضای مجازی با اشاره به بررسی موضوع تلگرام در شورای عالی فضای مجازی، یادآور شد:

هر چند از قبل درباره بحث پیام‌رسانی و کارکردهای دیگر آن نیز ملاحظاتی وجود داشته اما بیشتر بحث اقتصادی مطرح است.

دشمنی تلگرام با بخش خصوصی ایران

وی افزود:

هر چند پیام‌رسان تلگرام باعث توسعه استفاده از فضای مجازی شده و برخی کسب و کارها هم در آن شکل گرفته‌اند، اما چون هیچ وقت حاضر نشد با بخش خصوصی ما کار کند و علیرغم ادعایش دشمنی با بخش خصوصی ما دارد و در حالی که می‌توانست کسب و کار پررونقی را با هماهنگی بخش خصوصی ما راه‌‌اندازی کند اما ترجیح داده که بیرون مرزهای ما باشد و پول مجازی خود را تبلیغ کند نمی‌شود که نسبت به آن بی‌تفاوت بود.

وی افزود:

در سند چند صفحه‌ای که تلگرام منتشر کرد یکی از بندهایش بر عهده گرفتن کل تبلیغات هدفدار کشور است که رقمی حدود ۷ هزار میلیارد تومان در بازار ایران برآورد شده که می‌خواهد بدون مشارکت بخش خصوصی آن را به دست بیاورد.همان مدلی که گوگل امروز در ایران پیاده کرده و بررسی‌ها نشان می‌دهد روزی یک میلیارد تومان از شرکت‌های ایرانی تبلیغ می‌گیرد که در سال ۴۰۰ میلیارد تومان می‌شود و با توجه به فراگیری تلگرام عددی که گفته شد دور از دسترس نیست.

وی تأکید کرد:

شورا به طور جدی موضوع تلگرام را بررسی می‌کند و با رصد تحولات جدید این که چه اقداماتی باید شکل بگیرد تصمیم‌گیری خواهد شد و در زمان مناسب اعلام خواهیم کرد.

مرجع تصمیم‌گیری درباره تلگرام شورای عالی فضای مجازی است

وی یادآور شد:

مرجع تصمیم‌گیری درباره تلگرام شورای عالی فضای مجازی است که ریاست آن بر عهده رئیس‌جمهور است و با تدبیر مقام معظم رهبری امور کانون فضای مجازی در اختیار این شورا است و البته تصمیمات این شورا نیز طبق اساسنامه فقط از سوی دبیر شورا اعلام می‌شود.

وی در پاسخ به سوالی درباره کسب و کارهایی که بر روی تلگرام شکل گرفته‌اند نیز گفت:

کسب و کار مردم برای ما در اولویت است به ویژه که ایجاد اشتغال از امور مهمی است که باید به آن توجه شود اما خوشبختانه اقتصاد بزرگی روی تلگرام شکل نگرفته و به خاطر اینکه برنامه تلگرام بلعیدن اقتصاد کشور است و از سوی دیگر افرادی از این فضا صرفاً به عنوان ابزار مکمل در کسب و کار خود استفاده کرده‌اند، حداقل ابزار مکملی برای این کسب و کارها در اختیارشان قرار خواهد گرفت و دقت می‌کنیم که کمترین ضرر و زیان به کسب و کارهایی که از تلگرام استفاده می‌کنند وارد شود.

 

نظر شما چیست ؟

 

دبیر شورای عالی فضای مجازی : فضای مجازی در سال ۹۷ ملی می‌شود / تلگرام راهزن است

و اینک، منع افزونه‌های ماینینگ در مرورگر کروم!

۵,۱۴۶ بازديد

گوگل افزونه های ماینینگ را از کروم استور حذف خواهد کرد.

روز دوشنبه گوگل تصمیم جدید خود مبنی بر منع نصب افزونه های ماینینگ در کروم را اعلام کرد. از ماه جولای تمام افزونه هایی که ارز دیجیتال استخراج می کنند، از کروم استور حذف خواهند شد. در این حین سایر افزونه های مرتبط با بلاک چین دست نخورده باقی می مانند.

پیش از این گوگل مشکلی با این افزونه ها نداشت، البته تا زمانی که منحصرا از آن ها برای استخراج آگاهانه ارز دیجیتال استفاده می شد. در واقع این تنها سیاستی بود که گوگل برای افزونه های استخراج تعیین کرد.

اما انگار این سیاست ها برای دور نگه داشتن و جلوگیری از فعالیت افزونه های مشکوک و بدافزارها کافی نبود.

در انجمن Chromium یک پست منتشر شده که بر اساس آن می توان گفت توسعه دهندگان از پاییز تاکنون نگران افزونه های استخراج ارز دیجیتال در مرورگر کروم هستند. (Chromium یک پروژه متن باز است که گوگل به منظور تهیه کد سورس برای کروم آغاز کرده)

و اینک، منع افزونه‌های ماینینگ در مرورگر کروم!

به نقل از wired؛ تصمیم روز دوشنبه گوگل به این دلیل بوده که اکثر افزونه های مجاز در کروم استور، قوانین و سیاست واحد آن را نقض کرده و آن را زیر پا گذاشته اند.

جیمز وگنر، مدیر محصولات پلتفرم گوگل اکستنشنز در مصاحبه خود با Wired می گوید:

برای داشتن یک فضای سالم در محیط افزونه ها، می بایست پلتفرم را آزاد و تغییر پذیر نگه داریم.

او در ادامه می گوید:

این کار به توسعه دهندگان ما در سفارشی سازی مرورگر کروم برای کاربران کمک می کند و سطح خلاقیت و نوآوری آن ها را بالاتر می برد.

به همین خاطر ممنوعیت افزونه های استخراج در کروم را به تعویق انداختیم، تا از بابت فعالیت مخفیانه، و نقض قوانین از سوی آن ها مطمئن شویم. در واقع تا زمانی که معلوم نشده بود اکثر این افزونه ها بدافزارهستند، و یا اینکه بر خلاف سیاست ما اقدام به استخراج مجرمانه نکرده بودند، تصمیمی در مورد منع یا حذف افزونه های استخراج از کروم استور اتخاذ نشده بود.

این تصمیم فاصله زمانی زیادی با تصمیم اخیر گوگل در مورد منع تبلیغات ارز دیجیتال نداشت، حدود یک ماه پیش گوگل تصمیم گرفت تبلیغات مربوط به ارزهای دیجیتال را در گوگل ادوردز ممنوع کند.

بیشتر بخوانید:

اخیرا استخراج مخفیانه و سودجویانه ارزهای دیجیتال باب شده است. موسسات بزرگ و سازمان های دولتی نیز قربانی این سوءاستفاده بوده اند.

به عنوان مثال، در ماه فوریه تسلا مورد حمله‌ی بدافزار ماینینگ ارزهای دیجیتال قرار گرفت! تقریبا همان موقع بود که وب سایتهای دولتی انگلیس نیز در معرض این بدافزار های مخرب قرار گرفتند.

در ماه ژانویه، شرکت امنیت سایبری TrendMicro متوجه شد که گوگل نیز طعمه این بدافزارها شده و سرویس آگهی DoubleClick آن برای گسترش یک بدافزار ماینینگ در میان کاربران مورد استفاده قرار گرفته است.

منبع: coindesk
 

و اینک، منع افزونه‌های ماینینگ در مرورگر کروم!

یک عرضه اولیه سکه جعلی که از سوی فلوید می ودر تایید شده بود، توسط SEC منع شد!

۵,۱۶۳ بازديد

یک ICO که توسط فلوید می ودر تایید شده بود، جعلی از آب درآمد و ۳۲ میلیون دلار به جیب زد!

کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) دو تن از بنیانگذاران یک استارت آپ خدمات مالی را به جرم سازماندهی یک عرضه اولیه سکه (ICO) جعلی متهم کرده است.

روز گذشته بیانیه مذکور توسط این کمیسیون در یک اعلامیه مطبوعاتی به چاپ رسید.

به نقل از کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا، بنیانگذاران شرکت Centra Tech، به نام های سهراب شارما و رابرت فارکاس، به جرم جذب ۳۲ میلیون دلار سرمایه ثبت نشده از طریق توکن CTR دستگیر شده اند. فارکاس سعی داشت کشور را ترک کند، اما پیش از ورود به پرواز توسط پلیس بازداشت شد.

شارما و فارکاس ادعا کردند که این شرکت محصولات مالی مختلفی اعم از یک کارت اعتباری تحت پوشش ویزا و مسترکارت ارائه می کند که با استفاده از آن می توان ارزهای دیجیتال را فورا به دلار آمریکا و دیگر پول های قانونی تبدیل کرد. در این میان، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا این ادعا را رد کرده و می گوید چنین توافق یا ارتباطی میان شرکت های Centra Tech، ویزا و مسترکارت وجود ندارد.

یک عرضه اولیه سکه جعلی که از سوی فلوید می ودر تایید شده بود، توسط SEC منع شد!

به گفته مقام نظارت مالی مذکور، این عرضه جعلی با استفاده از مدیران تخیلی که به قولی سابقه بسیار خوبی داشتند، ارتقاء داده شده، هر دو متهم از طریق آن محصول تقلبی و گمراه کننده ای را به بازار عرضه نموده و با پرداخت هزینه به افراد مشهور، از شهرت آن ها در تبلیغات خود استفاده کرده اند.

همه ما فلوید می ودر بوکسور ثروتمند آمریکایی را می شناسیم. پیش تر در مطلب «ورود سلبریتی‌ها به دنیای ارزِ دیجیتال!» در مورد او نوشته شده است. او قبلا برای حمایت از یک ICO در صفحه اینستگرام خود پستی را منتشر کرده که اکنون حذف شده است.

استفان ایواکیان، مدیر عامل بخش اجرایی کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) از اتهامات عنوان شده می گوید:

ما معتقدیم که شرکت Centra سرمایه گذاران را با وعده ارائه یک فناوری جدید در حوزه ارزهای دیجیتال به سرمایه گذاری در پروژه خود جذب کرده و در تبلیغات خود از نام شرکت های معتبر استفاده کرده تا با اسم یک همکاری دروغین، اهدافش را پیش ببرد. همانطور که در شکایت موجود عنوان شده، صحبت های مسئولین این شرکت اساس درستی نداشته و تمام ادعاهایشان غلط است.

شارما و فارکاس به طور رسمی به جرم نقض مقررات ضد جعل و ثبت در قوانین اوراق بهادار فدرال متهم شده اند. کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا برای مجازات متهمان یک قرار منع دائمی را در نظر داشته و قصد دارد سرمایه جذب شده را به همراه سود و جریمه به صاحبان آن بازگرداند. دیگر آنکه، بنابر تصمیم SEC شارما و فارکاس از کار در مقام شخص مسئول یا مدیر شرکت های دولتی، و همچنین شرکت در هرگونه عرضه اوراق بهادار، ارز دیجیتال، و مشابه آن منع خواهند شد.

نوامبر گذشته، SEC به سرمایه گذاران در مورد احتمال جعلی بودن ICOهایی که توسط سلبریتی ها تبلیغ و حمایت می شدند اخطار داده بود.

منبع: cointelegraph
 

یک عرضه اولیه سکه جعلی که از سوی فلوید می ودر تایید شده بود، توسط SEC منع شد!

چطور جان مک‌آفی از هر تبلیغ ارز دیجیتالی ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارد؟

۵,۱۶۵ بازديد

جان مک آفی برای هر تبلیغ ICO در توییتر، ۱۰۵ هزار دلار هزینه دریافت می کند.

«جان مک آفی» موسس شرکت مک آفی و توسعه دهنده آنتی ویروس تجاری به همین نام، به واسطه هر پستی که برای تبلیغ عرضه اولیه سکه (ICO) در توییتر منتشر کند به میزان ۱۰۵ هزار دلار مبلغ دریافت می کند.
عرضه اولیه سکه به سرمایه گذاران این امکان را می دهد که پیش از اینکه یک پول دیجیتالی روانه بازار شود، روی آن سرمایه گذاری کنند و به این ترتیب سرمایه اولیه برای توسعه آن توسط ارائه دهندگان فراهم شود.

به طور معمول کمپانی های تبلیغاتی علاقه ای به اعلام میزان هزینه ای که برای بازاریابی عرضه اولیه سکه های ارز دیجیتال انجام می دهند، ندارند، ولی به نظر می رسد این موضوع در مورد مک آفی متفاوت است زیرا تیم McAfee Crypto که به منظور بازاریابی عرضه اولیه سکه، خدمات بهینه سازی وبسایت ها، پیشنهادهای راهبردی و … ارائه می دهد، اعلام کرده که با دریافت  ۱۰۵ هزار دلار عرضه اولیه سکه ارزهای دیجیتال را در توییتر خود تبلیغ می کند؛ اکانت توییتری که اکنون بیش از ۸۱۱ هزار دنبال کننده دارد.

چطور جان مک‌آفی از هر تبلیغ ارز دیجیتالی 100 هزار دلار درآمد دارد؟

به عبارتی می توان گفت این کمپانی از هر کلمه توییتی که به این منظور ارسال شود، مبلغ ۴۳۷ دلار درآمد کسب می کند. وبسایت McAfee Crypto ادعا می کند:

«توییت های جان مک آفی در زمینه ارزهای دیجیتالی با اختلاف بسیار زیاد [نسبت به سایر رقبا] بیشترین تأثیر را دارد»

بنا بر ادعای این وبسایت، تعداد معدودی از افراد می توانند به اندازه جان مک آفی در جامعه سرمایه گذارانارزهای دیجیتالی نفوذ کنند.

می توان این گونه گفت که هزینه ارسال این تبلیغات از سوی توسعه دهندگان پول های دیجیتالی، تنها ۰.۱۳ دلار به ازای هر کاربر خواهد بود که به این ترتیب میزان بسیار کمی است و به نظر می رسد روشی به صرفه برای آگهی دهندگان باشد.

بر اساس ادعای این وبسایت هر توییت می تواند میلیون ها دلار سرمایه برای آگهی دهندگان جذب کند و همچنین در برخی موارد موجب افزایش ارزش برخی از ارزهای دیجیتالی به میزان بیش از ۱۰۰ درصد شده است. در بررسی هایی که حدود سه ماه قبل توسط وبسایت مادربورد روی اکانت توییتر جان مک آفی انجام شده بود، مشخص شد که ارزش یکی از ارزهای دیجیتال به واسطه توییت او به میزان ۳۵۰ درصد رشد کرده است.

یادآوری می کنیم که اخیراً توییتر از تصمیم خود مبنی بر ممنوعیت تبلیغ عرضه اولیه سکه، فروش توکن و کیف های ارز دیجیتال خبر داده بود: «اخبار تایید نشده از منع تبلیغات ارز دیجیتالی در توییتر!»

به این ترتیب شاید در آینده این موضوع برای مک کافی محدودیت هایی را ایجاد کند.

 

چطور جان مک‌آفی از هر تبلیغ ارز دیجیتالی ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارد؟

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آن

۵,۱۷۳ بازديد

اغلب اوقات ما خلاق‌ترین آدم‌های روی کره‌ی زمین را روی بدیهی‌ترین و مسخره‌ترین مشکلات ممکن هدر می‌دهیم.

همانطور که  متخصص داده و موسس شرکت کلودرا، جفری همرباچر می‌گوید: «بهترین مغزهای نسل من دارند به این فکر می‌کنند: چه کنند که افراد روی تبلیغات کلیک کنند؟»

خیلی از آدم‌های رده بالای هوش مصنوعی روی چه کار می‌کنند؟

سلاح. دوربین‌های امنیتی. از بین بردن مشاغل.

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آنبه جای حل کردن مشکل گرسنگی در جهان یا تمیز کردن اقیانوس یا درمان سرطان، روی کشتن مردم و وادار کردن مردم به خریدن خرت‌وپرت‌های بی‌ارزشی که واقعا نیازی به آنها ندارد تمرکز می‌کنند.

این موضوع فقط مسخره نیست، یک فاجعه‌ی انسانی وحشتناک است.

قطعا،‌ بهترین‌های بهترین‌ها در هر حوزه‌ای این آزادی خلاقانه‌ را دارند که روی هر موضوعی دوست دارند کار کنند اما این افراد واقعا کم تعداد هستند. تعداد کمی موقعیت شغلی تحقیقی خالص وجود دارد. دلیلش ساده است. یک شرکت یا دانشگاه قبل از اینکه بتواند پول کافی برایسرمایه گذاری روی پروژه‌هایی که ممکن است هرگز جواب ندهند تامین کند، باید به یک موفقیت خارق‌العاده رسیده باشد.

گوگل یکی از این شرکت‌ها است. اوپن ای آی (OpnenAI) یک نمونه دیگر است. دانشگاه تورنتو یک رشته‌ی شبکه‌ی مصنوعی را برای ده‌ها سال زنده نگه داشت، با اینکه به نظر می‌رسید هیچوقت نمی‌تواند مشکلی از مشکلات جهان را حل کند. چند نمونه‌ی دیگر هم وجود دارد اما تعدادشان زیاد نیست.

واقعیت این است که برای سرمایه گذاری روی یک تحقیق تمدن ساز واقعی به پول اضافه نیاز است. و پول اضافی راحت به دست نمی‌آید.

بقیه‌ی افراد به اندازه‌ی کافی خوش شانس یا ماهر نیستند تا بتوانند برای یکی از چند موقعیت‌ تحقیقاتی محدودی که وجود دارند رقابت کنند و روی هرچه که دلشان می‌خواهد کار کنند، در عوض مجبورند به کارهای که خیلی هم شریف نیستند راضی شوند. مردم به شغل نیاز دارند و جایی می‌روند که پول باشد تا بتوانند شکم زن و بچه‌های‌شان را سیر کنند. اگر تنها شرکت‌هایی که باقی بمانند شرکت‌های تولید سلاح و تبلیغاتی باشند، باهوش‌ترین و بهترین آدم‌ها هم همان‌جاها کار خواهند کرد.

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آن

مشکل به قلب اقتصاد باز می‌گردد. و به انگیزه افراد ختم می‌شود.

در حال حاضر هیچ انگیزه‌ای برای تمیز کردن اقیانوس وجود ندارد. هیچ انگیزه‌ای برای سیر کردن شکم تمام مردم دنیا وجود ندارد. هیچ‌کدام از این کارها پولساز نیستند.

اما اگر بتوانیم این انگیزه‌ها را تغییر بدهیم چه اتفاقی می‌افتد؟‌

اگر می‌توانستیم کاری کنیم بزرگ‌ترین محققان دنیا در زمینه‌ی هوش مصنوعی ذهن‌های بی‌نظیرشان را در جهت بزرگ‌ترین مشکلاتی که کره زمین با آنها مواجهه است مورد استفاده قرار بدهند چه ‌می‌شد؟‌

می‌توانیم این کار را بکنیم.

برای اینکه بفهمید چرا می‌توانیم چنین کاری کنیم کافی‌ست کمی درمورد تفکر به سبک جعبه سیاه، بازی‌ها و طبیعت سنتورها (موجوداتی نیمه انسان و نیمه اسب) بدانید.

 چماق و هویج

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آن

هوش مصنوعی این روزها شهرت بدی پیدا کرده است.

شاید به خاطر این باشد که ماشین‌ها شغل‌های ما می‌گیرند یا اینکه همیشه در فیلم‌ها می‌بینیم که هوش‌های برتر و ربات‌ها برمی‌خیزند و همه‌ی ما را از بین‌ می‌برند و این ترسناک است.

ترس باعث فروش می‌شود.

اما هرچه بیشتر درمورد هوش مصنوعی فکر می‌کنم بیشتر متوجه می‌شوم که مشکل از ماشین‌ها نیست.

مشکل از ماست.

همانطور که یک دامپزشک نظامی در یک فیلم مستند درمورد ویتنام می‌گوید:‌

«آدم‌ها به خاطر مهربانی‌شان به گونه‌ی غالب روی کره‌ی زمین تبدیل نشده‌اند.»

همانطور که ما انسان‌ها قادر به خلق شگفتی، خوش‌بینی و ازخودگذشتگی غیرقابل‌باور هستیم، استاد مرگ و خراب کردن هم هستیم، در سطحی که حتی وحشی‌ترین گونه‌های جانوری هم در مقابل آن کم می‌آورند. شیرها، ببرها و گرگ‌ها در مقابل ما هیچ نیستند. در این دنیا فقط یک منبع اعمال شیطانی وجود دارد و آن هم ما هستیم.

هوش مصنوعی هم دقیقا چیزی خواهد بود که ما از آن می‌سازیم.

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آن

ما معمارها، معلم‌ها، پدرها و مادرهای مخلوقات آینده‌ای هستیم که خلق می‌کنیم. چیزی که برداشت می‌کنیم همان چیزی است که کاشته‌ایم. هوش مصنوعی هم می‌تواند خوب باشد و هم شیطانی چون ما هم خوب هستیم و هم شیطانی.

اما چطور باید ابعاد را تعیین کنیم که مطمئن شویم خوبی‌ بیشتر از شیطانی بودن می‌شود؟‌

اول از همه لازم است ماشین‌هایی سازیم که همراه ما کار کنند نه بر علیه ما. به‌جای نیروی کاری که ما را به‌قتل برساند، به نیروی کاری نیاز داریم که به ما کمک کنند. ما باید قابلیت‌هایمان را بسط و توسعه بدهیم.

این کار آنقدرها که به‌نظر می‌رسد دست نیافتنی نیست.

به این خاطر که انسان‌ها و ماشین‌ها هر کدام در موضوعات مختلفی توانا هستند.

از این گذشته درکی که عموم از هوش مصنوعی دارند یک نبوغ جهانی است، چیزی شبیه یک انیشتین خیلی باهوش دیگر که می‌تواند هر چیزی را کشف کند و از پس هر کاری بربیاید، اما واقعا اینطور نیست. انیشتین به ریاضی جهان پی برد اما نمی‌توانست یک توپ بیسبال را پرتاب کند.

ممکن است فکر کنید پرتاب کردن توپ که نشانه‌ی باهوش بودن نیست‌، اما اشتباه می‌کنید. پرتاپ توپ با دقت بالا به یک نقطه‌ی معین نوع خاصی از هوش بالا را نیاز دارد.

هیچ الگوریتم واحدی وجود ندارد که هم برای پرتاپ کردن توپ وهم حل کردن مساله نسبیت خاص جواب بدهد. اگه شما در همه‌چیز مهارت داشته باشید، طبق تعریف در همه‌چیز متوسط هستید.

این موضوع را «مساله از ناهار مجانی خبری نیست» می‌نامند.

برای اینکه در چیزی واقعا خوب شویم لازم است که متخصص شویم. به همین دلیل است که نبوغ پلنگ برای شکار کردن و دویدن است و سگ برای بازی پرتاپ و گرفتن توپ. نیکی کیس نویسنده در مقاله‌ی فوق‌العاده‌اش با نام «چگونه به یک سنتور تبدیل شویم» تاکید می‌کند:

«نبوغ باید تخصصی شود. نبوغ سنجاب در سنجاب بودن تخصصی شده است. نبوغ انسان در انسان بودن تخصصی شده. و اگر برای‌تان پیش آمده است که بخواهید سنجاب‌ها را از ظرف غذای پرندگان‌تان دور کنید، متوجه شده‌اید که حتی سنجاب‌ها می‌توانند از برخی جنبه‌های هوش از انسان‌ها جلو بزنند. این می‌تواند یک نشانه‌ی امیدوارکننده باشد:‌ حتی انسان‌ها می‌توانند همچنان در برخی ابعاد از کامپیتوترها باهوش‌تر باشند.»

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آنکیس حتی فراتر می‌رود و داستان حیرت‌انگیز گری کاسپاروف بعد از باختش به بازی شطرنج کامپیوتری دیپ بلو (Deep Blue) را تعریف می‌کند. همه قسمت اول داستان را می‌دانند. شرکت ماشین آلات بین‌المللی کسب‌وکار یا به‌اختصار آی‌بی‌ام سوپرکامپیوتری ساخت که در سال ۱۹۹۷ یکی از بزرگ‌ترین قهرمان تاریخ را شکست داد.

اما اتفاقی که بعد از آن افتاد حتی خارق‌العاده‌تر است. گری شروع کرد به فکر کردن به اینکه اگر هوش مصنوعی و انسان‌ها در کنار هم کار کنند چه اتفاقی خواهد افتاد؟‌

درمورد شطرنج ، کاسپاروف متوجه شد که آدم‌ها در شهود و استراتژی‌ بلندمدت بهتر عمل می‌کنند، درحالی‌که کامپیوترها در تاکتیک‌ها و محاسبات فراگیر غالب هستند. پس او تصمیم گرفت تا نوع جدیدی از مسابقات را سال بعد برگزار کند که در آن آدم‌ها و ماشین‌ها در کنار هم کار می‌کردند.

اسمش را براساس موجودات افسانه‌ای یونانی که نیمه انسان و نیمه اسب بودند، شطرنج سنتور گذاشت.

او از انواع مسابقه دهنده‌ها –سوپرکامپیوترها، شطرنج‌بازارن رده‌بالا، تیم‌های متشکل از انسان و هوش‌مصنوعی- دعوت کرد که برای بردن یک جایزه‌ی بزرگ رقابت کنند. جای تعجبی نداشت که انسان + هوش مصنوعی بر انسان به‌تنهایی پیروز شد.

اما شگفت انگیز بود که، انسان + هوش مصنوعی هم در مقابل کامپیوتر به‌تنهایی برنده شد.

درست است. تیم انسان/کامپیوتر توانست یک سوپرکامپیوتر به‌تنهایی را شکست بدهد.

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آن

دو ماشین تخصصی، یکی بیولوژیکی و دیگری سیلیکونی، یک سیلیکون خالی را شکست دادند. باهم کار کردن می‌توانند خیلی بیشتر از چیزی که هر کدام به‌تنهایی قادر است فایده داشته باشد.

پس این قدم اول است. ماشین‌هایی طراحی کنیم که به نقطه‌ی قوت ما تبدیل شوند، که کارهایی را انجام دهد که خودمان نمی‌توانیم به خوبی انجام دهیم. ماشین‌هایی بسازیم که همراه ما کار می‌کنند، نه برعلیه ما، نیروی کار را بهبود دهند، نه اینکه نیروی کار را به‌قتل برساند.

مرحله‌ دوم یه کمی سخت‌تر است.

به آن انگیزه‌ها برمی‌گردد. پاداش و جزا.

انگیزه‌ها هستند که به دنیای ما و نحوه‌ی انجام کارها شکل می‌دهند.

و در حال حاضر انگیزه‌های ما به شدت مشکل‌دار هستند.

انگیزه‌ی ما این است که سعی کنیم کاری کنیم افراد روی تبلیغات کلیک کنند یا جاسوسی مردم را کنند. برای تغییر این موضوع باید ساختار بنیادی نحوه‌ی ساختن کسب‌وکارهای‌مان را تغییر دهیم.

برای تغییر دنیا باید ورودی‌ها را تغییر دهید، در غیر این صورت هیچ تغییری در خروجی به وجود نخواهد آمد.

خارج از جعبه سیاه

قبل از اینکه بتوانیم دنیا را تغییر دهیم باید درک کنیم انگیزه‌ها چقدر در شکل دادن واقعیت‌های ما حیاتی هستند.

با انگیزه‌های صحیح، هرچیزی ممکن است. با انگیزه‌های اشتباه وارد یک چرخه‌ی شیطانی می‌شویم که به هرچه دست بزنیم نابود می‌شود.

کتاب فوق‌العاده‌ی فکر کردن به سبک جعبه سیاه (Black Box Thinking) با یک درس برجسته شروع می‌شود درمورد اینکه چقدر انگیزه‌های درست یا اشتباه می‌توانند دنیا را تغییر بدهند. داستان دو تراژدی را تعریف می‌کند، یکی در صنعت هوایی و دیگری در سلامت و بهداشت.

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آن

یکی از آن صنعت‌ها از اشتباهاتش درس می‌گیرد و دیگری بارها و بارها همان اشتباهات را مرتکب می‌شود.

در سال ۱۹۷۰، پرواز شماره‌ی ۱۷۳ از فرودگاه جان اف کندی از نیویورک به مقصد پورتلند بلند می‌شود. خلبان باسابقه، ملبورن مک‌بروم، پنجاه و دو ساله با موهای سفید سکان هواپیما را به دست داشت. او بیست و پنج سال سابقه پرواز داشت، از جمله آسمان‌های خطرناک اروپا در طول جنگ جهانی دوم.

همه چیز به آرامی پیش می‌رفت، تا وقتی که می‌خواستند فرود بیایند. مک‌بروم اهرم را کشید تا ارتفاع را برای فرود آمدن کاهش دهد. او این کار را هزار بار انجام داده بود. او اهرم را می‌کشید و بعد صدای باز شدن در چرخ‌ها را می‌شنید و بعد صدای چرخیدن چرخ‌ها که بیرون می‌آمدند و بعد هم با یک صدای کلیک سرجای خود قرار می‌گرفتند.

اما این بار فرق داشت. یک صدای بلند هواپیما تکان داد و به‌شدت شروع کرد به لرزیدن.

همه با اضطراب به اطراف نگاه می‌کردند. چه اتفاقی افتاد؟‌ آیا چرخ‌های هواپیما پایین آمده‌ بودند یا به اقیانوس افتاده بودند؟‌

مک‌بروم با برج مراقبت تماس گرفت تا زمان بیشتری به‌دست بیاورد و پاسخ گرفت: «به چپ برگرد و به‌سمت نقطه‌ی یک صفر صفر». به او گفتند دور حومه‌ی پورتلند دور بزند.

زمان بیشتر و بیشتری گذشت. مک‌بروم بارها و بارها اصرار کرد که حالا باید چه کند.

خدمه پرواز تمام کارهایی که می‌توانستند را انجام دادند اما نمی‌توانستند مطمئن باشند که آیا چرخ‌های پرواز باز شده‌اند یا نه. آنها یک مهندس فرستادند تا نگاهی بیندازد به پیچ‌ و مهره‌هایی که وقتی چرخ‌ها باز شده‌ بودند از بال‌ها افتاده بودند. پیچ و مهره‌ها وجود داشتند اما مک‌بروم به چرخ زدن ادامه داد. او نمی‌توانست کاملا مطمئن باشد. چراغ سبز روشن نشده بود. اما چرا؟

زمان سریع‌تر و سریع‌تر گذشت. و ناگهان یک مشکل جدید ایجاد شد. سوخت‌شان در حال اتمام بود.

مهندس به خلبان التماس کرد که فرود بیاید اما خلبان دچار وسواس فکری شده بود. او به چرخیدن و فکر کردن ادامه داد. چرا چراغ سبز روشن نمی‌شد؟

وقتی که ذهن تحت فشار باشد اتفاقات عجیبی برایش می‌افتد.

زمان کش می‌آید.

درکی که خلبان از زمان و مکان داشت کاملا از هم پاشیده شد. هرچه خدمه به او فشار می‌آوردند که فرود بیاید فایده‌ای نداشت و به چرخیدن ادامه داد.

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آن

و بعد سوخت آنها تمام شد.

آنها جیغ‌زنان میان‌ خانه‌های حومه‌ی پورتلند سقوط کردند و صداهای‌شان در میان تاریکی طنین انداز شد.

اما یک چیز زیبا از این تراژدی وحشتناک بیرون آمد.

چون به‌طور کامل امنیت خطوط هوایی را برای همیشه تغییر داد.

قبل از آن تصادف، خطوط هوایی سیستم ثبت مسیر وحشتناکی داشتند. حالا آنها یکی از بهترین ثبت‌وضبط امنیتی در تمام دنیا را دارند. احتمال اینکه بر اثر اصابت صاعقه از دنیا بروید از سقوط هواپیما کمتر است.

آنها شروع کردند به خلبانان یاد دادند که وقتی در شرایط بحرانی قرار دارند چگونه رفتار کنند. آنها به افسران جوان آموزش جرئت‌ورزی دادند که در مواقع خطر بتوانند سلسله مراتب را کنار بگذارند و حرفشان را بزنند.

آنها قوانین جدیدی وضع کردند. اگر افرادی که درگیر سقوط هواپیما بوده‌اند هرچیزی که می‌دانند را کامل و دقیق تا دو هفته بعد از سقوط گزارش کنند، هیچ‌کدام از اظهاراتشان را نمی‌توان در دادگاه علیه آنها استفاده کرد.

همین قانون برای تیم تحقیق هم صادق است. وقتی که سقوطی اتفاق می‌افتد، یک تیم تحقیق عازم صحنه حادثه می‌شود که همه‌چیز را سانتی‌متر به سانتی‌متر بررسی کند. اما هیچ‌‌کدام از مدارکی که پیدا می‌کنند قابل استفاده در دادگاه نیست. درعوض آنها تمام اطلاعات را آزادانه با خطوط هوایی درمیان می‌گذارند و گزارشی تهیه می‌کنند از پیشنهاداتی که برای تغییرات امنیتی دارند. در واقع یک حل‌ مساله متن باز است، قبل از اینکه متن باز بودن اصلا وجود داشته باشد. تمام خطوط هوایی طبق قانون موظف هستند که آن تغییرات را اعمال کنند.

کاملا برعکس این عکس‌العمل کاملا هوشمندانه از سوی صنعت هوایی، از سوی صنعت بهداشت و درمان اتفاق افتاد.

به‌جای انگیزه‌هایی که باعث شود مردم درمورد امنیت بهتر و بهتر شوند، سیستمی پیاده کردند که در آن دروغگویی و پنهان‌کاری موج می‌زند.

فرهنگ دروغگویی

۲۹ مارس سال ۲۰۰۵، الاین برومیلی یک عمل جراحی معمولی داشت.

چند روز بعد از عید پاک بود. شوهرش مارتین، صبح زود ساعت ۶:۱۵ دقیقه صبح از خواب بیدار شد و بچه‌هایش ویکتوریا و آدام را از خواب بیدار کرد.

یک صبح بارانی بهاری بود و بچه‌ها روحیه‌ی خیلی خوبی داشتند.

الاین یک خانم ۳۷ ساله‌ی باانگیزه بود  که در صنعت گردشگری کار می‌کرد. سال‌ها بود که از یک مشکل سینوزیتی شدید رنج می‌برد و در نهایت تصمیم گرفته بود یک بار برای همیشه این مشکل را حل کند.

دکتر او ۳۰ سال تجربه داشت و شخص بسیار معتبری بود.

دکترش به او گفت:‌

«اصلا جای نگرانی ندارد، این یک عمل جراحی معمولی است با کمی ریسک».

ساعت ۷:۱۵ مارتین بچه‌ها را سوار ماشین کرد و همه باهم به سمت بیمارستان راه افتادند. دکتر یک آهنگ آرامش بخش گذاشت و در حالی که الاین داشت لباس‌های بیمارستان را می‌پوشید، از خانواده چند سوال ساده پرسید.

ساعت ۸:۳۰ سرپرستار، جین، آمد و الاین را روی ویلچر به سمت اتاق عمل  هل داد.

شوهرش بچه‌ها را به یک فروشگاه خواروبار برد تا تمام چیزهایی که برای شام خوشامدگویی مادر لازم بود تهیه کنند.

در اتاق عمل، دکتر بی‌هوشی، دکتر اندرسون، یک مرد جا افتاده با ۱۶ سال تجربه، سرم را وصل کرد تا او را به یک خواب آرام ببرد.

اما داروهای بی‌هوشی داروهای خیلی قدرتمندی هستند. آنها بیمار را فقط به خواب فرو نمی‌برند. این داروها همچنین خیلی از فعالیت‌های حیاتی بدن را از کار می‌اندازند، که باید به طور مصنوعی انجام شوند.

وقتی که وارد خواب عمیق می‌شوید برای نفس کشیدن به کمک نیاز دارید. دکترها از یک لارنژیال ماسک استفاده می‌کنند که از گلو پایین می‌رود و به شش‌های شما کمک می‌کند وظایف حیاتی‌شان را انجام بدهند.

داروهای بی‌هوشی روی هرکسی اثر متفاوتی می‌گذارند. اما اثری که روی بعضی‌ها می‌گذارند بدتر از بقیه است.

و الاین یکی از آنها بود.

وقتی که دکتر اندرسون رفت تا ماسک رو را قرار دهد نتوانست لوله تنفس را از گلویش پایین بفرستند. عضلات فکش قفل شده بود. معمولا دز بیشتر از داروی بی‌هوشی باعث شل شدن عضلات می‌شود اما این بار اینطور نشد.

او سعی کرد از ماسک کوچک‌تری استفاده کند، اما باز هم فایده‌ای نداشت.

دو دقیقه بعد، اتفاقات بدی داشت برای الاین می‌افتاد، صورتش داشت کبود می‌شد.

دکتر سراغ برنامه جایگزین رفت، یعنی لوله گذاری نای. او یک عامل فلج کننده‌ی قوی به فکش تزریق کرد تا بتوانند آنها را باز کند و ولوله را از گلویش پایین بفرستند.

داروها اثر کردند اما بعد به مشکل دیگری برخورد. نمی‌توانست گلویش را ببیند. گلویش با چیزی به اسم نرم کام پوشانده شده بود، یک جهش ژنتیکی نادر. و هر چه تلاش کرد نتوانست لوله را پایین بفرستد.

خیلی سریع موقعیت بحرانی شد.

سرپرستار می‌دانست که قدم بعدی چه باید باشد. جین یک بسته‌ی نای شکافی با خودش به اتاق عمل آورده بود. آخرین تلاشی بود که می‌توانستند انجام دهند. می‌توانستند میانبر بزنند و مستقیم سراغ گلویش بروند.

اما دکترها به پرستار هیچ توجهی نکردند.

آنها کاملا گیج شده بودند و گذر زمان از دست‌شان در رفته بود. جین حیرت زده آنجا ایستاده بود و دکتر بارها و بارها سعی کردند لوله را به زور وارد گلوی الاین کنند. او می‌خواست آنها را صدا بزنند اما خیلی ترسیده بود.

«شاید تقصیر من است که کار به اینجا رسیده است»

او نمی‌خواست که مسئول چیزی باشد.

همچنین دکترها افرادی بودند که اختیار عمل داشتند. او فقط یک کارمند کم سابقه بود.

شاید دلیل خاصی دارد که دکترها تصمیم گرفته‌اند از لوله‌گذاری نای استفاده نکنند.

او ساکت آنجا ایستاد.

ساعت ۸:۵۵ دقیقه دیگر کاملا دیر شده بود. الاین وارد یک کمای عمیق شده بود، ۲۰ دقیقه اکسیژن به مغزش نرسیده بود. او به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شد.

۱۳ روز بعد او از دنیا رفت.

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آن

اختلافی که بین این موقعیت و پاسخی که صنعت هوایی داد شگفت‌آور است.

دکترها یک گزارش مبهم از دلایل مرگ او دادند، چیزهایی مثل «شرایط پیش‌بینی‌نشده» و آن را یک «حادثه» خواندند.

در صنعت سلامت و بهداشت، چنین گزارش‌هایی کاملا متداول هستند چون دکتر‌ها خیلی راحت برای اشکالاتی که ممکن است پیش بیاید تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرند. هم بیمه آنها را جریمه می‌کند و هم بیمارستان.

پرستارانی مانند جین جایگاه خودشان را می‌دانند: در انتها. آنها در یک سلسله مراتب سفت و سخت قرار دارند. اگر این سلسله مراتب را نادیده بگیرند ممکن است اخراج شوند و هرگز دوباره نتوانند کار کنند.

هیچکس از اتفاقی که افتاده بود درس نگرفت.

پس بارها و بارها اتفاق می‌افتد.

به‌جای اینکه به آنها انگیزه داده شود که حقیقت را بگویند، به دکترها این انگیزه داده می‌شود که دروغ بگویند و ردپاهای‌شان را پنهان کنند.

این همان قدرت انگیزه است.

با انگیزه‌های درست افراد رشد می‌کنند و تغییر می‌یابند. می‌توانند هر مشکلی را حل کنند، باهوش‌تر، قوی‌تر و سریع‌تر شوند.

با انگیزه‌های غلط، اشتباهات وحشتناک و درعین‌حال قابل پیش‌گیری بارها و بارها تکرار می‌شوند.

تعریف دیوانگی هم همین است: یک کار را یکسان انجام دادن و انتظار نتیجه متفاوت داشتن.

ما در یک دنیای دیوانه زندگی می‌کنیم که اغلب اوقات انگیزه‌ها برای چیزهای اشتباه هستند.

اگر بتوانیم آنها را تغییر بدهیم می‌توانیم هر چیزی را تغییر دهیم.

اما چطور می‌توانیم تغییرش دهیم؟‌

بازی ما

ما هم‌ اکنون هم یک تمپلیت داریم.

بازی‌ها.

برای اینکه بدانید چرا، بیایید نگاهی بیندازیم به چند نفری که در حال حاضر از بازی‌ها برای تحقیقات هوش مصنوعی استفاده می‌کنند.

کاگل (Kaggle)‌ میزبان مسابقه‌ای است که بهترین‌ دانشمندان داده را دور هم جمع می‌کند که مشکلات جهان را حل کنند و جوایز نقدی هدیه بگیرند.

آنها توانستند تاثیر قابل توجهی در چندین مشکل بزرگ و چالش‌برانگیز داشته باشند، از جمله تشخیص سرطان ریه. جام ۲۰۱۷ علم داده‌ها به هرکسی که می‌توانست سیستمی طراحی کند که تومورها را کیفیت بالا تشخیص دهد، یک میلیون دلار جایزه می‌داد. قبل از این رقابت، تشخیص مثبت اشتباه تقریبا ۹۰ درصد بود. به این معنی که خیلی از افراد تحت درمان درست قرار نمی‌گرفتند یا خیلی دیر تحت درمان قرار می‌گرفتند، یعنی خیلی از افراد بی‌دلیل از دنیا رفتند.

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آنبرنده‌های مسابقه به‌طرز قابل‌توجهی نرخ تشخیص را حتی با وجود داده‌ی اندک بالا بردند که اثبات می‌کند بازی‌ها می‌توانند زندگی را بهتر کنند.

و همچنین اثبات می‌کند متخصصان داده دوست دارند مشکلات واقعی را حل کنند نه اینکه سعی کنند باعث شوند افراد روی تبلیغات کلیک کنند. نفر دوم مسابقه، دنیل همک در مورد مسابقه می‌نویسد:

«ما تشویق شدیم که راه‌حل ما برای این مشکل فقط باعث نمی‌شود در این رقابت پول برنده شویم، بلکه به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد – با این امید که بتوانند برای کمک به مردم مورد استفاده قرار بگیرد.»

اما تعداد کمی از این جایزه‌های میلیون دلاری وجود دارد که مشکل سرطان را حل کند. مسابقه امسال هم برای غلبه بر یک بیماری است اما جایزه ۵۰ هزار دلار است. باز هم قابل توجه است اما به اندازه‌ی یک میلیون دلار خوب نیست.

این حقیقت وجود دارد که افراد هم توسط پول و هم نوع دوستی انگیزه می‌گیرند اما پول چیزی است که تعیین می‌کند شخصی ساعت‌های غیرکاری و شب‌های دیر وقت روی پروژه‌ای کار کند یا نه، یا اینکه پروژه‌ای به اولیت اول کار روزانه تبدیل بشود یا نه.

برای اینکه رقابتی مانند کاگل راه بیندازید باید یکی از آن شرکت‌هایی باشید که  پول اضافی زیادی در دست‌وبالش دارد یا قراردادهای بزرگی در دست دارد. جام ۲۰۱۷ توسط بوز آلن همیلون حمایت می‌شود. و مطمئن باشید وقتی چنین جایزه‌ی بزرگی در نظر می‌گیرند، قراردادی ۱۰۰ میلیون دلاری با یکی از شرکت‌های تشخیص پزشکی دارند.

و همه‌ی ما می‌دانیم چینن پولی و چنین قراردادهایی چقدر کمیاب هستند.

البته کاگل تنها بازی‌ای نیست که وجود دارد. بازارگاه الگوریتم به نام الگوریتمیا (Algorithmia) با یک تفاوت کوچک یک مسابقه مانند کاگل را حمایت کردند. آنها با استفاده از اتریوم یک قرارداد هوشمند خودکار طراحی کردند که می‌تواند نتایج را بررسی و تایید کند و جایزه را بدون هیچ دخالت انسانی‌ای تحویل دهد. این یک تلاش نوآورانه برای خلق یک اکوسیستم قابل برنامه‌ریزی است که بتواند مشکلات بزرگ را حل کند.

ونچر بیت یک وبسایت در زمینه‌ی تکنولوژی این موضوع را اینگونه بیان می‌کند:

«این رقابت واقعا یک آزمون اثبات مفهوم (proof of concept)‌ یک سیستم است که می‌تواند به هرکسی این اجازه را بدهد که قرارداد هوشمند خودش را خلق کند و خواستار مدل یادگیری ماشین (machine learning)‌ مخصوص به خودش باشد تا به کمک آن یک مساله خاص را حل کند. این موضوع می‌تواند به سازمان‌هایی کمک کند که می‌خواهند یادگیری ماشین را برای یک مساله خاص به کار ببرند ولی منابع کافی برای استخدام یک متخصص داده را در دسترس ندارند. در متد الگوریتمیا نیازی نیست که شرکت‌ کننده‌ها به یکدیگر اعتماد داشته باشند (چون تمام اجزا به وسیله‌ی قرارداد کنترل می‌شوند)، و پرداخت پاداش هم خودکار خواهد شد.

البته، الگوریتمیا همان مشکلی را دارد که کاگل هم داشته است. به کسی نیاز است که پول داشته باشد که بتواند پاداشی پرداخت کند. و آدم‌هایی که پول دارند برای تمیز کردن اقیانوس پول خرج نمی‌کنند. باز هم برمی‌گردد به همان انگیزه‌هایی که گفتیم. آدم‌ها انگیزه دارند که کسب‌وکارهای بزرگ‌تر بسازند و ثروت‌شان را بیشتر کنند نه اینکه زمین را نجات دهند.

اما کلید اصلی حل کردن مشکل اقتصاد معیوب ما به اندازه‌ی یک بلاک چین با ما فاصله دارد.

با یک شرکت کمتر شناخته شده با نام نامرای (numerai) شروع می‌شود، که سال گذشته میلیون‌ها دلار سرمایه توسط یک ICO جمع کرد تا بتواند یک صندوق پوشش ریسک هوش مصنوعی بسازد. نامرای از رقابت‌های مداوم هوش مصنوعی استفاده می‌کند و با کریپتوکارنسی خودشان به برنده‌ها جایزه می‌دهند. داده‌ی مسابقه تا قسمتی رمزنگاری شده است، تا متخصصان داده به‌طور کامل ندانند که در حال حل کدام مساله هستند اما واقعا به نبوغ زیادی نیاز نیست که فهمید آنها در حال خلق راه‌هایی برای صندوق پوشش ریسک برای ترید کردن به شیوه‌ی موثرتری هستند. هر چند هفته یک مساله‌ی جدید ایجاد می‌شود و متخصصان داده جمع می‌شوند تا آن را حل کنند و از طریق یک قرارداد هوشمند پول برنده شوند.

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آن

در چند سطح مختلف ایده‌ی هوشمندانه‌ای است اما به خاطر حل کردن چیزهای بی‌اهمیت به هدر رفته است. به‌جای اینکه از این مفهوم فوق‌العاده برای حل شدن مشکلات واقعی استفاده شود از آن استفاده می‌کنیم تا پول بیشتری دربیاوریم.

اشتباه برداشت نکنید، پول درآوردن عالی است و من نامرای را به‌خاطر راهی که انتخاب کرده سرزنش نمی‌کنم. من هم یک تریدر کریپتوکارنسی هستم و عاشق پول درآوردن هستم.

اما اگر تنها کاری قرار است با پتانسیل بی‌نهایت کریپتو و هوش مصنوعی انجام می‌دهیم همین باشد، بهتر است همین الان متوفقش کنیم چون در نهایت دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم تغییری نمی‌کند.

ما به اهداف والاتری نیاز داریم. ما می‌توانیم به اهداف والاتر دست پیدا کنیم.

و تقریبا مثل همیشه، جواب جلوی چشم ما قرار دارد.

اگر ایده‌ی نامرای و ایده‌های من از این مقاله با هم ترکیب شوند چه اتفاقی می‌افتد؟

اگر یادتان باشم گفته بودم همه جای خالی این ویژگی را احساس می‌کند که پول از همان نقطه‌ی خلق آن توزیع شود. کریپتوهای قدیمی مانند بیت کوین کشف کردند چگونه بدون وجود یک قدرت مرکزی پول چاپ کنند اما آنها هم از همان مدل توزیعی استفاده کردند که از قبل وجود داشت، یعنی مدل از بالا به پایین.

درست مثل پول‌های معمولی بیت کوین هم دقیقا به دست چند نفر خاص می‌رسد. به‌جای وجود بانک‌های مرکزی انتخاب نشده، ماینرهای انتخاب نشده‌ای داریم که فقط کمی کمتر متمرکز هستند.

اما اگر بتوانید نحوه‌ی توزیع پول را تغییر بدهید همه چیز را تغییر داده‌اید.

مشکلی که درمورد کاگل و الگوریتما وجود دارد این است که آنها مجورند بروند پول بخرند یا قرض بگیرند. یک نفر از قبل آن پول را دارد و آنها باید بخشی از آن را به‌دست بیاورند. اما جای تعجبی ندارد که آنهایی که پول دارند نمی‌خواهند هیچ قسمتی از آن را از دست بدهند.

نامرای متوجه شد که می‌توانند پول خودشان را چاپ کنند و آن را از طریق قرارداد در لحظه ایجاد پول به بقیه بدهند.

کلید اصلی توسعه‌ی ماهیت رقابت‌ها است.

بیایید یک پلت‌فرم کریپتوکارنسی و سازمان خودگران نامتمرکز اختصاصی بسازیم تا بزرگ‌ترین مشکلات دنیای امروز را حل کنیم. به آن به عنوان یک سرمایه عمومی نگاه کنید، یک خیریه.

مشکلات توسط هیئت دانشمندان، آینده‌پژوهان و متفکرانی که برای این کار انتخاب شده‌اند پیشنهاد داده شود یا توسط عموم به رای گذاشته شود. می‌توانیم مشکلاتی با اولویت بالا داشته باشیم که توسط هیئت پیشنهاد داده شده‌اند و چالش‌هایی که توسط مردم پیشنهاد می‌شوند و یک سیستم رای‌گیری قدرتمند که درخواست‌های اسپم را فیلتر می‌کند. هدف این است که پول همان‌ موقع که چاپ می‌شود به‌گونه‌ای توزیع شود و به دست افرادی برسد که برای ما ارزش آفرینی می‌کنند.

نه فقط ماینینگ و ضرابخانه‌ها پول را تامین می‌کنند، بلکه مردم هم می‌توانند به این سیستم پول اهدا کنند تا قدرتش بیشتر شود و بتواند دنیا را تغییر دهد.

این کار کمر سیستم‌ انگیزه‌دهی قدیمی را می‌شکند و یک سیستم جدید خلق می‌کند که در خدمت هدف والایی قرار دارد نه اینکه فقط جیب آنهایی که سیستم را ساخته‌اند پر کند.

سیستم قدیمی برای این خوب بود که ما را به جایی برساند که امروز هستیم. از آن متنفر نیستیم. چون پله‌ای بود برای تکامل ما و برای رساندن ما از زندگی به قبیله‌ای به جامعه‌ی مدرن سازمان‌دهی شده‌ی امروزی لازم بود.

اما حالا آماده هستیم برای یک سیستم جدید، سیستمی که بتواند مشکلاتی را حل کند که سیستم قبلی نمی‌توانست.

الان هم در چنگ ما قرار دارد.

کافیست جرات داشته باشیم، دست دراز کنیم و آن را به دست بیاوریم.

منبع:‌ hackernoon
 

انگیزه دادن به بزرگان هوش مصنوعی برای تغییر دنیا به جای خراب کردن آن

ونزوئلا به دنبال تجارت با روسیه با استفاده از ارز دیجیتال پترو

۵,۱۵۰ بازديد

خوزه ویلما مورا، وزیر بازرگانی خارجی ونزوئلا از احتمال تجارت این کشور با روسیه با استفاده از ارز دیجیتال ملی یعنی «پترو» خبر داد.

روز دوشنبه وزارت امور خارجه ونزوئلا گفت که استفاده از پترو برای معاملات بین‌المللی در دستور کار کمیسیون تجاری ونزوئلا- روسیه که چند روز پیش برگزار شد، قرار گرفته است. طبق گفته‌های مورا، طرف قرارداد ونزوئلا، شرکت روسی «کاماز» است که از آن به عنوان یکی از غول‌های کامیون سازی روسیه یاد می‌شود.

ونزوئلا به دنبال تجارت با روسیه با استفاده از ارز دیجیتال پترو

طیق اظهارات مورا این قرارداد شامل خرید قطعات اصلی و یدکی خودرو است که احتمالا  یکی از گزینه‌های پرداخت قرارداد با ارز پترو خواهد بود.

به گفته این سیاستمدار، طرف روسی نیز علاقه‌مند به خرید کالاهای مختلف از قبیل فولاد، آلومینیوم، گل، قهوه و کاکائو از ونزوئلا بوده است.

ونزوئلا اولین کشوری بود که به صورت رسمی از ارز دیجیتال ملی خودش رونمایی کرد. طبق اعلام دولت این ارز دیجیتال مبتنی بر نفت در پیش فروش اولیهبیش از ۵ میلیارد دلار سرمایه جذب کرده است.

یکی از دلایل ایجاد این ارز دیجیتال، رهایی از بند تحریم‌های ایالات متحده عنوان شده است. این در حالی است که چندی پیش ترامپ معاملات این ارز دیجیتال را برای شهروندان آمریکایی ممنوع اعلام کرد و آن را به منزله نقض قوانین تحریم‌ها دانست.

خبرها حاکی از آن است که ونزوئلا قصد ایجاد یک ارز دیجیتال دیگر این بار مبتنی بر طلا و جواهرات گران قیمت را هم دارد.

 

ونزوئلا به دنبال تجارت با روسیه با استفاده از ارز دیجیتال پترو

بلاک چین فقط برای سرمایه‌گذاری نیست!

۵,۱۴۳ بازديد
مطالبی که در زیر آمده است، تحلیل شخصی نویسنده است و وب سایت ارز دیجیتال صحت مطالب مندرج در این مقاله را تایید یا رد نمی کند.

بلاک چین علاوه بر سرمایه گذاری در زمینه های دیگری هم کاربردی است و می تواند برای بهبود فضاهای مختلف دیگری نیز مورد استفاده قرار بگیرد. 

قبلا این را گفته ام که بلاک چین فقط برای سرمایه گذاری نیست، باز هم می گویم… اصلا «بیت‌کوین را فراموش کنید! اصل قضیه، بلاک‌چین است…»

بلاک چین فقط برای سرمایه‌گذاری نیست!

چند وقت پیش در وب سایت OpenSource مقاله ای به چشمم خورد که کاربردهای بلاک چین را یادآوری می کرد. هر چند محتوی این مقاله جدید نبود، اما مطالعه آن به نوبه خود ارزش داشت:

به خاطر ندارم که اولین بار، کِی نام بلاک چین را شنیدم. البته، خوب یادم است که دقیقا از کِی به بعد بیشتر نام آن به گوشم خورد!

این روزها بیشتر نام بلاک چین را می شنویم، و به لطف نوآوری های گوناگونی که در دنیا متولد شده اند، بیشتر با کاربردهای آن آشنا می شویم.

تا چند وقت پیش، همه فکر می کردند بلاک چین فناوری است که فعالیت های بیت کوین در بستر آن صورت می گیرد. اما امروزه در میان اخبارها اتفاقات جالب تری به چشم میخورد که همه از پتانسیل های بلاک چین استفاده کرده اند: برای نمونه، پرداخت مالیات، سیستم های ردیابی، رای گیری و انتخابات، ثبت اطلاعات، پیام رسان ها، خودروسازی و بهبود قابلیت اتومبیل ها، کارت شناسایی، امور خیریه، ساخت تلفن همراه و غیره.

همچنین، موسسات بسیاری هستند که ارز دیجیتال منحصر به فرد خود را به بازار عرضه می کنند، و این موضوع باعث می شود مردم بیشتر با عنوان «ارز دیجیتال» آشنا شوند. اوبر، کداک، لاین، و تلگرام، چند نمونه از شرکت هایی هستند که قصد دارند ارز دیجیتال تولید کنند.

حجم این نوآوری ها در حدی گسترده است، که اشاره به تمام آنها در این مقال نمی گنجد.

اما همین چند خط بالاتر گفته شد: « همه ما فکر می کنیم بلاک چین فناوری است که فعالیت های بیت کوین در بستر آن صورت می گیرد» ما درست فکر می کنیم! بیت کوین یک ارز دیجیتال بلاک چین محور است، اما مشکل اینجاست که تنها برخی از ما عمیقا فناوری بلاک چین را درک کرده ایم.

به نظر من این اصلا مشکل بزرگی نیست، و همه می توانند با کسب اطلاعات کافی برای خودشان دانشمندی بشوند!

بگذریم، برویم سراغ اصل مطلب…

بلاک چین چیست؟

مطالب مختلفی در مورد بلاک چین منتشر کرده ایم. از میان این مطالب مطالعه «فناوری بلاک چین چیست؟ + ویدئو» به شما توصیه می شود.

بلاک چین به یک مجموعه توزیع شده از داده گفته می شود که برای تایید و حفظ امنیت اطلاعات، آن ها را رمزنگاری می کند. به هر بخش از داده های ذخیره شده در بلاک چین، یک بلاک گفته می شود. در واقع، بلاک چین یک مجموعه متشکل از چند بلاک است!

بلاک چین عمومی و خصوصی

بلاک چین فقط برای سرمایه‌گذاری نیست!همان طور که قبلا در مورد بلاک چین نوشته ایم، همه افراد حاضر در شبکه یک نسخه از آن را در اختیار دارند. اما این «همه» چه کسانی هستند که یک نسخه از بلاک چین را در دست دارند؟

در یک بلاک چین عمومی، به معنای واقعی کلمه «همه» به آن دسترسی دارند، چون همه می توانند به آن ملحق شوند.

در مطلب «انواع بلاک چین به زبان ساده» بیشتر در این مورد توضیح داده شده است.

برای نمونه، بلاک چین بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال عمومی است. همه می توانند در گسترش و امنیت شبکه همکاری کنند و یا به عبارتی با پیوستن به جرگه ماینرها پول تولید کنند! در این نوع بلاک چین همه جامعه در شبکه حق رای خواهند داشت و ذره ای از بی اعتمادی در آن مشاهده نخواهد شد.

اما، در بلاک چین های خصوصی تعریف می شود که چه کسانی می توانند وارد شبکه بشوند. یعنی افراد یابا اجازه سازنده شبکه وارد آن می شوند، و یا مطابق با یک مجموعه از قوانین پیش فرض.

در بلاک چین های خصوصی کارهایی ممکن است که شاید در بلاک چین های عمومی عملی نباشند، مثل تایید هویت افراد توسط بانک، انتخابات توسط دولت، و همچنین ایجاد بلاک چین برای فرایندهای یک شرکت کوچک.

کاربردهای پیشرفته بلاک چین

بلاک چین پیشرفته چیزی فراتر از یک ثبت و تایید ساده است.

اتریوم مثال خوبی برای کاربرد پیشرفته بلاک چین است.

بلاک چین فقط برای سرمایه‌گذاری نیست!از آن جایی که می توان روی بلاک چین اتریوم کد اجرا کرد، کاربردهای آن نسبت به یک بلاک چین معمولی پیشرفته تر است. برای نمونه، قراردادهای هوشمند یکی از این کاربردها هستند.

مثال؛

فرض کنید قصد دارید از یک نفر (کالای خاصی) را بخرید اما او را نمی شناسید.

در این صورت جای آنکه چشم بسته به فروشنده اعتماد کنید، می توانید از فناوری بلاک چین کمک گرفته و برای انجام یک تراکنش امن مراحل زیر را دنبال کنید:

  • حسابتان را با مبلغ توافقی شارژ کنید.
  • با اجرای یک کد، پرداخت مبلغ مورد نظر تایید می شود.
  • فروشنده کالای مورد نظر را برای شما ارسال می کند.
  • شما دریافت بسته را تایید می کنید.
  • و سپس مبلغ مورد نظر برای فروشنده آزاد می گردد.

تمام این مراحل می توانند در قالب یک الگوریتم برای تایید هر مرحله در تراکنش به کار گرفته شوند. این تراکنش می تواند به سادگی فروش یک کالای کوچک، یا به پیچیدگی فروش یک خانه و انحصار وراثت باشد.

کاربرد بلاک چین در دنیای فردا

بلاک چین فقط برای سرمایه‌گذاری نیست!

بلاک چین سطح انتظاراتمان را بالا برده است.

جایی دیگر در مجله shapingtomorrow خواندم که بلاک چین می تواند در آینده اقتصاد و نظام بانکدارینقش موثری داشته باشد.

در دنیای امروز شاهد شکل گیری تغییرات گسترده ای هستیم.

بانک های مرکزی فناوری بلاک چین را می پذیرند و ارزهای دیجیتال در حد وسیعی مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

بازار بورس سهام آمریکا (نزدک) در جهت گسترش و ارتقاء قابلیت های مدیریت ارزشی که توسط پلتفرم بازار خصوصی آن ارائه می شوند، یک فناوری دفتر کل دیجیتال با قابلیت های بلاک چین را به کار می گیرد.

فناوری های جدید مثل بلاک چین توانایی این را دارند که خطر وقوع حملات سایبری را کاهش بدهند. چرا که از طریق یک دفتر کل آشکار، قابلیت تایید هویت را در فضای مجازی ممکن می سازند.

به نظر من پذیرش فناوری های جدید به پیشرفت جوامع کمک می کند. مثلا در آینده ای نزدیک اطلاعات بیمه و مشخصات لازم روی بلاک چین ثبت خواهند شد. از این رو آژانس های کرایه اتومبیل، می توانند از قراردادهای هوشمند استفاده کنند تا به طور خودکار اطلاعات مورد نیاز از روی بلاک چین خوانده شده و هر زمان فرایند پرداخت تکمیل شد، اتوموبیل به مشتری کرایه داده شود.

بلاک چین فقط برای سرمایه‌گذاری نیست!

پیش از آنکه با بلاک چین، هوش مصنوعی، و اینترنت اشیا آشنا بشوم، فیلم های تخیلی از نظرم فقط تخیلی بودند. اما امروز حتی ساختگی ترین ایده ها نیز به نظر من با چنین فناوری های پیشرفته ای ممکن هستند.

مثلا، یخچال فریزری که به اینترنت وصل بشود، دیگر یک دستگاه برقی صرفا مستطیلی شکل و شاید قد بلند نیست! چنین یخچالی دیگر از خود ما هم باهوش تر و حواس جمع تر خواهد بود… فرض کنید در منزل خود یکی از این یخچال های هوشمند دارید که به اینترنت وصل می شود و با کمک فناوری بلاک چین تعاملات اتومات را با دنیای بیرون مدیریت می کند. یعنی، به طور خودکار کم و کسری ها را بررسی می کند، خوراکی های مورد نیاز را سفارش می دهد، هزینه هر خرید را تمام و کمال پرداخت می کند، سیستم خودش را آپدیت می کند، و حواسش به تاریخ انقضا گارانتی‌اش هم هست!

همچنین، دستگیری مجرمان به کمک بلاک چین ساده تر خواهد شد.

استارت آپ های مختلفی هم در حال شکل گیری هستند که به ترک اعتیاد کمک می کنند.

بلاک چین فقط برای سرمایه‌گذاری نیست!اما پیشرفت تکنولوژی بهای خود را دارد. فناوری جایگزین بسیاری از فرصت های شغلی می شود.

این جمله مرا یاد داستان مرگ یک فروشنده، اثر آرتور میلر انداخت. به نظر من مرگ یک فروشنده یکی از پرمغزترین داستان هایی است که تاکنون نوشته شده، داستانی پر از نماد و معنا.

ویلی لومن کاراکتر اصلی این داستان مدام در گذشته است، نمی تواند خودش را با آینده وفق بدهد، و هم گام با زمان حال پیش نمی رود. به همین ترتیب یک دستگاه ضبط صوت ساده، که نماد پیشرفت فناوری در دنیای ویلی است، پایان زندگی شغلی او را رقم می زند. فناوری جای ویلی را نزد کارفرمای او پر کرد، چرا که او به اندازه کافی برای پذیرش پیشرفت شجاع نبود!

بسیار خب، فناوری شغل ما را از ما می گیرد!

البته بهتر است بگویم، فناوری شغل ما را تغییر می دهد، و به شغل ما شکل تازه ای می بخشد…

بلاک چین فقط برای سرمایه‌گذاری نیست!

با پیشرفت اینترنت، وب سایت های مختلفی روی کار آمد که خدمات مختلفی را به مردم عرضه می کردند:

رفته رفته، فروشگاه های سنتی، آژانس های ملکی، هتل ها، تاکسی رانی، پزشکان، معماران، مترجمان، و به طور کلی تمام شغل ها با رقبای غول پیکری مواجه شدند، که روز به روز بزرگ و بزرگ تر می شوند.

اما این بدین معنا نیست که دیگر نباید هیچ فروشگاه لباسی وجود داشته باشد، هیچکس نباید ترجمه کند، هیچکس نباید حضوری به بانک مراجعه کند، یا اصلا دیگر همه چیز باید فقط و فقط اینترنتی باشد!

به تدریج تمام این حیطه ها برای ما رنگ تازه ای پیدا کرده اند، امروزه ما برای تسهیل امور بانکی، و دوری از ترافیک و هزاران مشکل دیگر، به سادگی فشردن یک دکمه قبض هایمان را پرداخت می کنیم. به نظر من این اصلا چیز بدی نیست!

فناوری های جدید جای چیزی را پر نمی کنند، تنها شکل هر چیز را تغییر می دهند. مثلا، امروزه به لطف اینترنت شغل های جذاب زیادی ممکن شده اند. اگر من در یک دهه متفاوت متولد شده بودم، قطعا باز به زبان علاقمند می شدم و کتاب های گوناگونی را مطالعه می کردم، و شاید حتی یک روز در مقام یک روزنامه نگار مقاله های بسیاری را به چاپ می رساندم. اما امروز به کمک اینترنت، دانش زبانی خود، و البته ابزارهای رایانه ای راحت تر این کار را انجام می دهم.

با فناوری بلاک چین، دنیا کوچک تر خواهد بود. یعنی بلاک چین سرعت انجام معاملات و تراکنش ها را به حدی بالا می برد، که مسافت کوچک جلوه خواهد کرد.

بلاک چین در آینده اقتصاد و رشد اجتماعی جوامع تاثیر گذار بوده و به افزایش سطح رفاه جامعه و توزیع ثروت کمک خواهد کرد.

در نهایت اینکه دنیا همیشه یک شکل نمی ماند. شاید در آینده دنیا چیزی شبیه به فیلم های علمی تخیلی باشد،

این ما هستیم که باید همگام با دنیا پیش برویم و از فناوری های جدید در جهت بهبود امور زندگی خود استفاده کنیم.

 

بلاک چین فقط برای سرمایه‌گذاری نیست!